به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست
و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست
همه شهر به دلدادگی ام می خندند
که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست
<<تو به من گفتی از این عشق حذر کن>> ... آری
و تو گفتی که ره عشق تو سخت است، که نیست
مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم
که دلم بند نفس های کسی هست که نیست...
#فریدون_مشیری
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام